Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژانویه 2011

سهند ایرانی برای سعید ملک پور

سعيد ملک پور، متهم جرایم اینترنتی، در آستانه اعدام است.از همه انسانهای آزاده به ويژه از هم ميهنان خارج کشور خواهش مي کنيم هر کاري که از دستشان بر مي ايد براي نجات جان وي انجام دهند. دیروز زهرا بهرامی را با انگ و تهمت ناروا اعدام کردند و ما بهت زده خبر را شنیدیم و تاسف خوردیم  امروز دادستان تهران از صدور حکم اعدام سعید ملک پور، با اتهامات ناروای دیگر،خبر می دهد. اجازه ندهیم سرنوشت زهرا بهرامي تکرار شود. نگذاريم فردا روزي، خبر اعدام او را هم بخوانيم و بعد تنها تاسف بخوريم

شیوه جدید حکومت برای ساکت نگه داشتن مردم استفاده از اتهام هایی است که نسبت به آنها یک انزجار عمومی وجود دارد. به زهرا بهرامی اتهام قاچاق کوکایین زدند و به جعفر کاظمی عضویت در مجاهدین. سعید ملک پور را هم مدیر یک سایت مستهجن معرفی کرده اند. تمامی این اتهامها مورد انزجار عموم مردم است و بدین ترتیب  هربار بهانه ای برای سکوت پیدا می شود. بیایید مستقل از جرم، به اعدام نه بگوییم

سعيد ملک پور  فارغ التحصيل دانشگاه صنعتي شريف است وي در کانادا به همراه همسرش مشغول تحصيل بود که در

سفري به ايران به جرم راه اندازي سايت غیر اخلاقی دستگير شد. جرم  سعید  تنها نوشتن یک برنامه کامپیوتری برای آپلود عکس است. برنامه ای که بدون اطلاع او در یک سایت غیر اخلاقی به کار گرفته شده و اکنون سعید را با اتهام مدیریت این سایت به اعدام محکوم کرده اند. اين اولين باريست که در طول تاریخ انساني به جرم نوشتن يک برنامه کامپيوتري به اعدام محکوم مي شود

چگونه می توانید کمک کنید

http://united4iran.org/2010/12/get-involved-the-case-of-saeed-malekpour-canadian-resident-web-developer-sentenced-to-death-updated-121510/

http://www.amnesty.ca/iwriteforjustice/take_action.php?actionid=626&type=Internal

http://www.gopetition.com/petition/40162/sign.html

اعتراض‌نامه‌ی جمعی از دانش‌آموختگان دانشگاه صنعتی شریف به حکم اعدام سعید   http://saeedmalekpour.freepoliticalprisoners.net/index.php?lang=0.

اگر دانش آموخته دانشگاه شریف نیستید، همچنان می توانید به عنوان حامی این نامه را امضا کنید

Advertisements

Read Full Post »

کمیته دانشجویی دفاع ز زندانیان سیاسی: در پی اعلام دادستان عمومی و انقلاب تهران مبنی بر صدور حکم اعدام دو نفر در ارتباط با جرایم رایانه ای، و عدم اشاره به اسامی این دو نفر، گمانه زنی ها در خصوص اینکه یکی از این دو نفر، سعید ملک پور باشد، شدت گرفته است.

سعید ملک پور که تابعیت ایرانی-کانادایی دارد در تاریخ  ۱۳۸۷/۷/۱۳ در تهران، بدون ارائه حکم و بازداشت و گذراندن مراحل قانونی، به صورتی ناگهانی بازداشت شد. وی که در حرفه طراحی سایت مشغول به کار بود، از سوی ارتش سایبری سپاه پاسداران، متهم به اداره یک سایت غیر اخلاقی شده است. درحالیکه همسر وی در این زمینه میگوید: سعید ملک پور بر حسب حرفه ای که داشت، صرفا برنامه ای را طراحی کرده بدون آنکه اطلاعی از آن داشته باشد که کجا و در چه سایتی به کار گرفته می شود.

سعید ملک پور از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه ای به اعدام محکوم شد. پرونده وی به دیوان عالی کشور ارجاع داده شد تا تصمیم نهایی در مورد وی اتخاذ شود. در حالی که هیچ جواب رسمی ای در دیوان عالی کشور به وکیل مدافع و خانواده وی داده نشده است، عباس جعفری دولت آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران از صدور حکم اعدام برای دو نفر از متهمان جرایم رایانه ای خبر داده است.

در همین ارتباط گفتگویی از طرف کمیته دفاع از زندانیان سیاسی با خانم زهره افتخاری، همسر سعید ملک پور صورت گرفته است که شرح آن در زیر می آید.

خانم افتخاری لطفا در خصوص آخرین وضعیت آقای ملک پور توضیحاتی ارائه بدهید.

سعید همچنان در انفرادی به سر می برد و تا کنون شرایط عادی ای که برای هر زندانی بایستی ایجاد شود، در مورد ایشان محقق نشده است.

امروز صبح اعلام کرده اند که حکم اعدام دونفر از متهمان جرایم رایانه ای که برای تایید به دیوان عالی کشور ارسال شده بود، صادر شده است.من از این موضوع به شدت ناراحت و نگران شده ام. فارغ از وضعیت روحی ما آنچه که واضح است اینکه پرونده ها برای تصمیم گیری و به نوعی تجدید نطر به دیوان عالی کشور فرستاده می شود نه برای تایید وهمین طرز بیان نگرانی های ما را افزایش داده است. چون آقای جعفری دولت آبادی این سخنان را ایراد کرده، در موضعی نیستند که این حرفها را بزند. ایشان دادستان هستند نه سخنگوی قوه قضاییه. متاسفانه این پیش فرض را تقویت می کند که این گونه احکام از قبل صادر شده و طی مراحل اداری در دادگاه های تجدید نظر و دیوان عالی کشور صرفا نمایشی جلوه می کند.

در صدور حکم بدوی که توسط قاضی مقیسه ای، رئیس شعبه 28 دادگاه انقلاب صورت گرفت، وی اختیار کامل در تصمیم گیری نداشت و فساد اداری موجود در سیستم قوه قضاییه واضح بود. اما دیوان عالی کشور که متشکل از پنج قاضی بلند مرتبه قوه قضاییه است، انتظارات ما بیشتر است. زیرا تهدید و تطمیع پنج قاضی مسلما سخت تر از تحت تاثیر قرار دادن یک نفر است.

روند محاکمه آقای ملک پور در دادگاه بدوی به چه نحوی بوده است؟

در دادگاه بدوی که محاکمه توسط قاضی مقیسه ای انجام شد، اعلام شد که در این پرونده شاکی خصوصی وجود دارد. من نمی دانم این چه روال قانونی است که شاکی خصوصی در دادگاه حاضر نشود و حتی اسمی از او در پرونده نباشد. درحالی که طبق همین قانون جمهوری اسلامی در جلسه محاکمه باید طرفین دعوا ( شاکی و متشاکی یا وکلای انها) حضورداشته باشند. حتی اسم او را به ما اعلام نکردند. صرف نظر از شاکی خصوصی، نماینده دادستان هم که عدم حضور وی در جلسه محاکمه، رسمیت دادگاه را ساقط میکند، در دادگاه حضور نداشت. اینها مواردی است که غیر قانونی بودن مراحل صدورحکم بدوی و دادگاه برگزار شده را محرز می کند.

خانم افتخاری این سخنان آقای جعفری دولت آبادی ذهنها را متوجه آقایان سعید ملک پور و وحید اصغری کرده است. آیا کسان دیگری هم هستند که در ارتباط با جرایم رایانه ای دستگیر ومحکوم شده باشند که آقایان ملک پور و اصغری از دایره مصداق این مساله خارج شوند؟

بله افراد دیگری هم هستند. قبلا آقای جعفری، رئیس دادسرای جرایم رایانه ای اعلام کرده بود که پنج نفر در این ارتباط دستگیر شده اند.

اولین نفریکی از شهروندان گرگانی بود که ادعا می کردند مدیر یکی از سایتهای مستهجن است. پرونده ایشان به گرگان منتقل شد و همانجا هم محاکمه صورت گرفت و به دوسال حبس محکوم شد. احیانا حالا که دوران محکومیت ایشان تمام شده، در خارج از زندان به سر می برد.

دومین نفر همسر من بود که با شیوه ای که اشاره کردم محاکمه و به اعدام محکوم شد و  متاسفانه در جریان محاکمه متهمان دیگر پرونده نیستم.

در مورد پرونده آقای اصغری هم موارد زیادی وجود دارد که ایشان هم زیر شدید ترین شکنجه های روحی و جسمی مجبور به اعتراف شدند. این مساله در دادگاه مطرح و حتی پزشک قانونی هم آن را تایید کرد.

در خصوص همسر شما، آقای سعید ملک پور هم مسایلی همچون شکنجه و اعمال فشار مطرح بود. لطفا در این مورد هم توضیحاتی ارایه بفرمایید.

بله همسرم هم شدیدا شکنجه شده بود و در دادگاه مطرح شد. چون ایشان صرفا زیر شکنجه های شدید و تهدید کردن خانواده اش مجبور به اعتراف شد. هیچ مدرک دیگری به غیر از اعترافات سعید در پرونده وجود ندارد. خوب این اعترافات که زیر شکنجه و اعمال فشار صورت گرفته که مدرک محسوب نمی شود. همسرم در دادگاه همه اتهامات را رد کرد. سعید تنها برنامه ای را طراحی کرده بود که در یک سایتی آن برنامه را به کار بردند. بدون اینکه حتی بداند این برنامه برای کجا و چه سایتی استفاده می شود. تازه اگر هم این مساله طبق قانون ایران جرم محسوب می شود، این قضیه در خاک ایران اتفاق نیافتاده است تا جمهوری اسلامی همسر من را به اعدام محکوم کند. ایشان در کانادا این برنامه را برحسب درخواستی که از وی شده بود طراحی کرد. اگر ایشان جرمی مرتکب شده است باید در کانادا محاکمه شود. جمهوری اسلامی که مدعی العموم دنیا نیست. تازه اگر بگویند که مخاطبان آن سایت فارس زبان بوده اند،مگر فقط در ایران فارس زبان وجود دارد؟ در چند کشور دیگر از جمله افغانستان،تاجیکستان و … فارس زبان وجود دارد.

جمهوری اسلامی فقط می تواند فیلتر کند که این کار را هم کرده است. اصلا به آنها چه ربطی دارد که سعید را بخواهند اعدام بکنند؟

همانطور که اولین متهم جرایم رایانه ای که ادعا می کردند مدیر یکی از سایت های مستهجن بوده است را به گرگان منتقل کردند و همانجا هم محاکمه شد، پس همسر من هم اگر به فرض مرتکب جرمی شده است باید در کانادا محاکمه شود نه در ایران.

سعید نامه ای به رئیس قوه قضاییه نوشت و شکنجه هایی که در موردش صورت گرفته بود را توضیح داد. من که این نامه را به مسئولا قوه قضاییه فرستادم و وقتی دیدم هیچ جوابی ندادند، نامه را به اطلاع سایتهای خبری رساندم. به خاطر همین مساله پرونده جدیدی برای سعید باز کردند.

در این پرونده جدید چه اتهاماتی را متوجه آقای ملک پور کرده اند؟

تبانی با همسر به منظور اقدام علیه امنیت نظام، تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام.

به جای آنکه بیایند مسایل مطرح شده در نامه را بررسی کنند و بازجویانی که با شکنجه کردن سعید،مرتکب جرم شده بودند را بازخواست کنند، برای سعید پرونده سازی کردند.

خوب اینها مشخص است که همه داستان پرونده و صدور حکم سناریو سازی بوده است.

با توجه به اینکه آقای ملک پور تابعیت کانادا را هم دارد، آیا دولت کانادا برای دفاع از ایشان اقدامی کرده اند؟

وزیر امور خارجه کانادا گفته است که از جمهوری اسلامی می خواهیم در مورد صدور حکم اعدام ومجازات های غیر منصفانه تجدید نطر کند . و استفاده از ابزارهای قانونی برای متهمین را فراهم کرده و از صدور حکم اعدام برای سعید هم ابراز نگرانی کرده بود. خواستار آزادی دو شهروند کانادایی که در ایران بازداشت شده اند، شده بود و ابراز امیدواری کرده بود که وزیر امور خارجه جدید ایران این مساله را پیگیری کند.

خانم افتخاری آیا بعد از شنیدن صحبت های دادستان تهران وکیل مدافع آقای ملک پور برای صحت این ادعا که ایشان یکی از این دونفر است، اقداماتی انجام داده اند یا خیر؟ در صورتی که اطلاع دارید لطفا ما را در جریان ای پیگیریها قرار بدهید.

امروز چند بار با وکیل سعید تماس گرفته ایم و خانواده همسرم در ایران هم دارند این مساله را پیگیری می کنند.چون موبایل آقای علیزاده طباطبایی خاموش بود، متاسفانه تا حالا نتوانستیم ارتباطی با ایشان برقرار کنیم و اخبار جدیدی را کسب کنیم.

گفتگو از : ناصح فریدی


Read Full Post »

سعید ملک پور

مصاحبه همسر سعید ملک پور با صدای آمریکا

Read Full Post »

سعید ملک پور

اگر صدای سعید را صبح از تماس تلفنی‌اش نشنیده بودم، با خواندن این خبر سکته می‌کردم. یعنی خبرنگاران خبرگزاری مهر آنقدر بی‌ دقت و غیرحرفه‌ای هستند که تیتر یک خبر به این مهمی‌ را حتا نمیتوانند به صورت صحیح در خبرگزاری رسمی‌ جمهوری اسلامی ایران منتشر کنند؟! یا جان انسان‌ها در آن کشور انقدر بی‌ اهمیت شده؟!

اشتباه فاحش خبرگزاری مهر

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1242702

پاینوشت: منظور «صدور حکم اعدام» بود که مربوط به ۲ ماه پیش میشود.

 

Read Full Post »

دادستان عمومي و انقلاب تهران در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایرنا :
تهران -دادستان عمومي و انقلاب تهران گفت: حكم اعدام دو نفر از مديران سايت هاي مستهجن در دو شعبه مختلف صادر شده،‌ كه براي تاييد به ديوان عالي كشور ارسال شده است…

Read Full Post »

دولت آبادی (دادستان تهران) در پاسخ به خبرگزاری مهر:

تاکید بر سرعت در رسیدگی به پرونده های مفاسد اجتماعی و اقتصادی، وابستگی عوامل ترور استاد علیمحمدی به رژیم صهیونیستی، آخرین وضعیت پرونده حادثه مرگ کارگران ایران خودرو و اعدام دو متهم اصلی سایتهای مستهجن از مهمترین محورهای مورد اشاره دادستان تهران بود.

….

اعدام دو متهم اصلی مدیریت سایت‌های مستهجن

وی در پاسخ به پرسش خبرنگار مهر در مورد آخرین وضعیت پرونده موسوم به ضالین گفت: اگر منظورتان از این پرونده متهمان به مدیریت سایت‌های مستهجن است، باید بگویم که دو متهم اصلی این پرونده در دو شعبه متفاوت به اعدام محکوم شدند و منتظر رای نهایی دیوان عالی کشور هستیم. ….

Read Full Post »

همسر سعید ملک پور: هرجا که می رویم به سایه بلند سپاه می رسیم
جرس: این روزها اخبار اعدامِ شهروندانی با اتهامات متفاوت در راسِ خبرهای ایران و گاه رسانه های جهان قرار دارد . ساعات پایانی اجرای حکم  که نزدیک می شود، اعتراضات رسانه ها، مردم و محافل حقوق بشری نیز جدی ترساعات پایانی اجرای حکم  که نزدیک می شود، اعتراضات رسانه ها، مردم و محافل حقوق بشری نیز جدی تر می شود. 

این در حالی است که متهمان زیادی با اتهامات متفاوت و متعدد تا کنون به اعدام محکوم شده که برخی از آنها در نوبت اجرای حکم و برخی دیگر در انتظار تجدید نظر برای حکم هستند.

سعید ملک پور از جمله کسانی است که پس از سپری کردن دو سال بازداشت موقت و بلاتکلیفی، به گفته  همسرش فاطمه افتخاری  حکم اعدام برایش صادر شده است.

پیش از این فاطمه افتخاری،  طی یک نامه سرگشاده ای به رئیس قوه قضاییه، صادق لاریجانی اعلام کرده بود: از طریق  گفتگوی وکیل پرونده با قاضی مقیسه، خبردار شده‌ است که حکم مد نظر قاضی برای سعید ملک‌پور اعدام است.

سعید ملک پور، فارغ التحصیل رشته مهندسی متالوژی دانشگاه صنعتی شریف و ساکن کشور کانادا  طی نامه ای شرح شکنجه ها و نحوه اخذ اعترافات ازخود را مفصل شرح داده واعلام کرده بود که زیر شکنجه وادار به اعتراف علیه خود شده است.

اینگونه اعترافگیری ها در دادگاه متهمان انتخابات نیز سابقه داشته  تا آنجا که  احکام صادر شده برای متهمان حوادث پس از انتخابات با تردید جدی افکار عمومی مواجه شد.

فاطمه افتخاری، همسر سعید ملک پور که این روزها دور از ایران نظاره گر اجرایی شدن احکام اعدام سایر متهمان است به پرسش های جرس در مورد نگرانی های خود و چگونگی روند پرونده همسرش پاسخ می گوید:

خانم افتخاری، این روزها وقتی خبرهای مربوط به اجرایی شدن اعدام  را از رسانه ها می شنوید چه حالی دارید؟

با خبر اعدام هر هموطنانم تمام تن و جانم به درد می‌آید.  فرقی‌ نمی کند که شناخته شده باشد یا گمنام. گمنام‌ها را که به صورت گروهی اعدام می کنند، این واقعا وحشتناک است. نامه دختر آقای صارمی را صد بار بیشتر خواندم و گریه کردم، فریاد یا حسین گفتن ایشان لحظهٔ قبل از اعدام داغونم کرد. شهدای دوران جنگ ایران و عراق هم یا حسین گویان به روی مین می‌رفتند! پدر و مادرهایمان ۳۰ سال پیش برای چنین حکومت اسلامی جوانی خودشان را در راه مبارزه هزینه نکرده اند. چگونه مسئولین جمهوری اسلامی این نامه ها را می خوانند و از شرمندگی نمی میرند؟!

شما و همسرتان اولین بار چگونه در جریان صدور حکم اعدام برای همسرتان قرار گرفتید؟

حکم را نهم آذر،  یعنی چهل روز بعد از آخرین دادگاه، به سعید در زندان ابلاغ کردند، اما سیزده آذر به وکیل در مورد حکم خبر داده شد. البته تا همین الان هم حکم به وکیل ابلاغ نشده، نامهٔ رسمی‌ را به ایشان نمی دهند، فقط اجازه داده‌اند که از روی حکم برای خود یادداشت کنند! این رویه واقعا مسخره و خجالت آور است. خودم به عنوان یک ایرانی‌ خجالت می‌کشیدم وقتی‌ این اتفاقات را برای یک وکیل در کانادا توضیح می دادم، جالب اینجاست که ایشان اول اینگونه برداشت کردند که اینگونه برخوردها و چنین رویه ایی ممکن است بر اساس قوانین جزایی اسلامی باشد و از این بابت خوشحال بودند که کانادا کشوری اسلامی نیست! اینگونه مقامات جمهوری اسلامی ایران، اسلام و انقلاب را به جهان می خواهند صادر کنند؟!

شما چرا ایران را ترک کردید؟ شنیده ام  بنا به درخواست همسرتان بوده. درست است؟

بله به اصرار سعید من به کانادا برگشتم. با تهدید دستگیری من، سعید را مجبور به امضا کردن اعترافات دروغ بسیاری کرده بودند. با برگشتن من به کانادا امیدوار بودیم که شرایط ایشان بهتر بشود.


ممکن است مختصری در مورد وضعیت همسرتان در زندان توضیح دهید و بفرمایید  با توجه به این که شما ساکن کانادا بوده اید آیا احتمال می دادید که همسرتان هنگام سفر به ایران دستگیر شوند؟

سعید ۲۷  ماه در زندان اوین به سر می برد. مهر ۸۷ برای دیدن خانواده و پدر بیمارش به ایران رفت که سه روز بعد از رسیدن بازداشت شد. ما اصلا احتمال چنین اتفاقی‌ را  نمی دادیم، چون کاری نکرده بودیم و فعالیتی نداشتیم که بترسیم. هنوز هم نمی توانم رفتار مسئولین جمهوری اسلامی را در قبال پرونده سعید بفهمم. یک برنامه‌نویس کامپیوتر را مدیر سایت مستهجن معرفی‌ کنند؟ چطور بخود‌شان اجازه م یدهند که تحت لوای مصلحت نظام با زندگی‌ افراد، با زندگی‌ نخبگان مملکت چنین بازی کنند؟


نحوه دستگیری و اعتراف گیری از ایشان به چه شکلی بوده است؟

ربوده شدن سعید توسط لباس شخصی ها که بعدا فهمیدیم از طرف سپاه بودند، حمله شبانه به خانهٔ پدر و مادر سعید،  زمانی‌ که پدر سعید در بستر بیماری بود، دروغ گفتن‌های مکرر به خانواده و سر دواندن آنها با وعده وعید‌های دروغ، یک سال در انفرادی نگه داشتن همسر من، اعتراف گیری دروغ تحت شکنجه و تهدید و موارد بسیار دیگری از این قبیل که بعد از انتخابات ۸۸ بر همگان عیان شد.  من سعید را تنها یک بار در آذر ماه ۸۷ در اوین دیدم، وضعیت جسمی‌ و روحیش شدیدا وخیم بود و در همان زمان برای من کاملا روشن و آشکار شد که سعید تحت چه فشارها و شکنجه هایی بوده. فکرش را بکنید که بازجوها در اعتراف گیری از فردی به اتهام » مسائل اخلاقی» آنهم در فضای مجازی و اینترنت، متهم را برهنه کنند و تهدید به … وحشتناک است، نمی توانم بگویم. واقعا چه توجیه شرعی و قانونی‌ برای اعمال چنین روش هایی دارند؟ آیا در جنگهای صدر اسلام پیغمبر چنین رفتارهایی در قبال اسیران جنگی که مسلمان هم نبودند، داشتند؟!

رسانه های دولتی روی پرونده همسر شما تبلیغات رسانه ای زیادی انجام دادند تا نشان دهند ایشان را اساسا در راستای فعالیت شان برای سایت های پورنو گرافی دستگیر و محکوم به اعدام کرده اند، شما خودتان مختصری از نحوه فعالیت های شغلی ایشان را برایمان شرح می دهید؟

ایران که بودیم سعید به صورت حرفه‌ای برنامه نویس نرم افزارهای تخصصی مهندسی‌ مواد بود، نرم افزارهای سعید الان با اسم حقیقی‌ سعید ملک پور در ایران توسط چندین شرکت مهندسی‌ بفروش می رسد. کانادا هم که آمدیم، سعید به صورت مستقل و آزاد برای اشخاص و شرکتهای مختلف برنامه نویسی تحت اینترنت می کرد. ۲ نمونه از پروژه‌های سعید در کانادا، برنامه نویسی وبسایت یک داروخانه زنجیره ایی، و یک آژانس مسافرتی بود. اینکه یکی‌ از این نرم افزارهای فروخته شده، جهت بارگذاری عکس، بدون اطلاع همسرم توسط مشتری در یکی‌ از قسمتهای یک سایت مستهجن استفاده شده، که تقصیر سعید نیست. سعید اگر اطلاع داشت که این نرم افزار به چه کاربردی می‌خواهد استفاده شود،  مسلما مشخصات حقیقی اش را به عنوان برنامه نویس در بالای برنامه اش نمی‌‌نوشت. مشتری مسلما از اقدام شومی که داشته به همسرم چیزی نگفته بود. اشکال کلی‌ دیگر اینست که اصلا قانون جرایم رایانه ای تازه ۱۰ ماه بعد از دستگیری همسر من به تصویب مجلس رسید و ابلاغ شد و در زمان بازداشت سعید چنین قانونی‌ اصلا وجود نداشته است.

شما مشخصا چه تلاش هایی برای نجات جان همسرتان انجام داده اید و آیا نامه ها و درخواست های شما به مقامات رسمی داخلی ایران هیچ نتیجه ای داد؟

نه تنها به نامه‌ها پاسخی نمی دهند، بلکه هر جائی‌ هم که خانواده برای پیگیری حضوری می روند، از دادسرای امنیتی اوین، دادگستری و دادستانی جوابی‌ نیز بهمان نمی دهند. آخرین جوابی‌ هم که از دادستانی به خانواده سعید دادند این بود که خودتون که می دونید حکم سعید چیست.  انگار آب یخ ریخته باشند رو سر آدم. به هر جا که می‌رویم به سایه بلند سپاه می رسیم . همه وحشت می کنند که جوابت را بدهند

آخرین اطلاعی که از وضعیت همسرتان  در زندان دارید چیست؟

متاسفانه سعید همچنان در انفرادی ۲-الف به سرمی برد و ممنوع الملاقات. در تماس تلفنی که با مادرشان داشت گویا بر خلاف همیشه، شرایط روحیش اصلا خوب نبود و خواهش می کرد که وکیل پیگیری کند که‌ به بند عمومی‌ منتقلش کنند. واقعا نمی دانم با چه توجیه قانونی‌ و بر اساس کدام ماده و قانون همسر من را بعد از تحمل یک سال انفرادی و بعد از به پایان رسیدن مراحل قضایی و دادگاه، دوباره به انفرادی منتقل کردند. مگر خود این آقایان در زمان شاه خودشان در زندانهای ساواک زندانی نبوده اند؟ مگر خودشان در انفرادی‌ها شکنجه نشده اند؟ چرا الان که خودشان در رأس مسئولیتهای کشور هستند با جوانان نسل انقلاب و تربیت شدگان دوران امام، همان جنایات را تکرار می کنند؟ کجای احکام اسلام اجازه چنین رفتاری را حتی با مجرم به متولیان امور داده؟

توقع و درخواست شما از مردم چیست با توجه به اینکه اساسا حکم همسرتان را هم غیر سیاسی جلوه داده اند؟

نه تنها برایمان، برای همه خانوادهای زندانیان بیگناه دعا کنند، همه‌چیز دست خداست. خود هر چه در توان دارم میگذارم که صدای بیگناهی سعید را به گوش مردم برسانم. مردم ما فهیم اند و خودشان قضاوت می کنند.

تا چه زمانی فکر می کنید مهلت برای نجات جان همسرتان دارید؟

نمی‌ دانم چقدر فرصت داریم، مخصوصا با شنیدن خبر اعدام‌های ناگهانی وقتی‌ که وکیل هنوز منتظر نتیجه حکم دیوان عالی‌ است، بیشتر من را می ترساند. فعلا که پرونده به دیوان ارائه شده، و آقای علیزاده طباطبائی وکیل کارکشته ای هستند، به امید خدا حکم در دیوان شکسته می شود و سعید به خانه برمی گردد.


مایل هستید از شرایط  و وضعیت روحی خودتان بگویید؟

شرایط واقعا سختی است، هم برای من که در کانادا تنها هستم و دور از خانواده‌ام و هم برای کسانی‌ که در ایران پیگیری پرونده سعید را انجام می دهند و مجبور هستند که همه توهین‌ها و تحقیرها را تحمل کنند و بخاطر سعید دم نزند. خدا را شکر من توانستم که دکترای خودم را با وجود تمام این شرایط بحرانی بگیرم و الان مشغول به کار هستم. در یک کشور خارجی‌ تنهایی آزاردهنده تر است، اما باید تحمل کرد و امید داشت و تلاش کرد.

تلاش های بین المللی برای نجات جان همسرتان در چه مرحله ای است و آیا هیچ تاثیری در رفتار حکومت ایران با همسرتان داشت؟

امیدوارم که تمام این تلاش‌ها جواب بدهد. فعالان حقوق بشر، گروه «اتحاد برای ایران» واقعا تلاش زیادی برای کمپین سعید انجام دادند. متاسفانه فعلا که این حکم سنگین ناجوانمردانه را صادر کردند. و به خاطر نامهٔ سعید از زندان و انتشارش در سایت‌های خبری، پروندهٔ جدید به اتهام تشویش اذهان عمومی‌ و تبانی با همسر علیه امنیت ملی‌ به جریان انداختند. واقعا دیگر نمی‌‌دانم از چه طریقی باید با مسٔولین قوه قضائیه جمهوری اسلامی به صحبت نشست، وقتی‌ حتی صحبت کردن در مورد پروندهٔ همسرم یا پیگیری پرونده اش هم گویا جرم به حساب می آید

اگر ناگفته ای دارید بفرمایید؟

به امید آزادی تمام زندانیان بیگناه دربند، همه باید تلاش کنیم، متحد و در کنار هم.

 

Read Full Post »

Older Posts »